پردۀ پنجم

همه‌چیز، چون نیک بنگری، تراژدی‌ست.

پردۀ پنجم

همه‌چیز، چون نیک بنگری، تراژدی‌ست.

دوشنبه

بااین‌که امروز دوشنبه است و بهتره چیزی دربارۀ دوشنبه‌ها بنویسم، اما باید این رو به‌تون بگم که جولیوس سزار رو سه‌شنبه، 15 مارچ سال 44 پیش از میلاد کشتند. معناش برای ما چیه؟ سه‌شنبه هم به همون گُهیِ دوشنبه است. جولیوس سزار کی بوده؟ این رو نسل زدی‌ها بهتر از هرکس می‌دونن، چون بسیار باسواد و مطلع و کتاب‌خون و آگاه به امور عدیده هستند، و ازاون‌جایی‌که عمدۀ خواننده‌های من زومرها هستند (هاها)، پس دیگه گفتن نداره که کی بود و چرا کشته شد و چرا این نوستالژی پادشاهی سمِّ خالصه براتون. درضمن عکس‌مکس هم تعطیله دیگه.

یکشنبه

نمی‌‏دونم شما هم تجربه کردید یا نه این وضعیت رو: از یکی، بنابه هر دلیلی، خوشت می‌‏آد و می‌ری تو نخش و اگر بتونی، به‌‏ش پیام می‌‏دی و باهاش حرف می‏‌زنییا اگر نه، از دور باهاش لاس وهم‌‏آلود می‌‏زنیو فکر می‏‌کنی اگر بتونی باهاش یه‌‏جور رابطه بسازی، رابطۀ قشنگی می‌‏شهلزوماً هم رابطۀ عاطفی منظورم نیست؛ مثلاً فکر می‌‏کنی دوست‌‏های خیلی خوبی می‌‏شید برای هم. و بعد از چند روز، دیگه دستِ‌‏بالا یکی، دو هفته، طرف یه کاری می‌‏کنه، یه حرفی می‌‏زنه، یه موضعی می‌‏گیره که کلاً از چشمت می‌‏افته. بعد به عقلِ خودت شک می‏‌کنی. می‌‏شینی طرزفکر و پیش‌‏فرض‌‏هات رو وارسی می‌‏کنی تا ببینی چرا و چطور تبدیل شدی به آدمی این‌‏قدر سَبُک‌‏مغز و مَزبَله‌‏گرد که از یکی مثل این خوشت اومده.